تبلیغات
وب نوشت حکمت - مبارک است بانو! - تکرار
وبلاگicon


بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391
« السلام علی الرضیع الصغیر »
سلام بر آن شیر خوارِ كوچـك

مبارک است بانو!

شنیده ام که به لطف خدا مادر شده ای و برای حسین علیه السلام پسری ماه صورت به دنیا آورده ای.

چراغ چشم های رسول خدا صلی الله علیه و آله روشن باد. و نام اعظم علی مرتضی علیه السلام پایدار ، که کودک تو نیز همنام جدّ بزرگوارش است.

اما چرا چشمانت چون اناری سرخ، به دانه های یاقوت اشک نشسته است؟

نگاه کن بی بی!

ببین چگونه نوار سرخ حسینی علیه السلام که به قنداقه اش بسته ای در نوازش بال ملایک به رقص درآمده است؟

تو غمگین مباش که در پیشانی تقدیر کودکت، نام نحس و شوم حرمله نوشته شده است. و چیزی نخواهد گذشت که تو با طفلت در مجاورت مردی از نسل جنایت که بند نافش را با قساوت و سنگدلی بریده اند، در کربلای معلّی خیمه خواهی زد.

دل قوی دار به مقامی که اهالی آسمان و زمین، با آن، طفل صغیرت را به دعا می خوانند و از او طلب گشایش ابواب حوایجشان را دارند.

می دانم سخت است بانو!

دلت می خواهد می توانستی برای روزهای گرم و سوزان عطش در نینوا، اندکی شیر ذخیره کنی، اما می دانی که میان لب های کوچک و ترک خورده طفلت، با عطش، عهدی دیرینه بسته اند.

پس صبور باش و بگذار حسین علیه السلام ، هر قدر که دلش می خواهد، گلوی علی اصغر علیه السلام را ببوسد.

از زینب کبری علیهاالسلام مدد بگیر که چگونه با نگاهش بر حنجر حسین علیه السلام ، بوسه می زند، اما لب تر نمی کند

رباب!

در آیینه بختت بنگر

قدری از اندوهت کاسته خواهد شد.

ببین که درخت عمرت بعد از شهادت علی اصغر علیه السلام ، زیاد سبز نخواهد ماند. و خزان هجران شما، فصل کوتاهی خواهد بود که با مرگ تو در زیر آفتاب کربلا و بر مزار کوچک علی اصغر علیه السلام ، به اتمام خواهد رسید.

آن گاه در غرفه های بهشتی، حیات جاودان خود و کودکت را جشن شکرانه بگیر!

دهم رجب سال 60 قمری است. خانه امام حسین (ع) دو باره نور باران می شود و از پنجره کوچک آن، آسمان مدینه روشن می گردد. برای حسین (ع) دسته گلی زیبا فرو فرستاده بودند. اشک شوق و برق شادی او بر صورت نوزاد می نشیند و گلبرگ رخش را با شبنم صبحگاهی، با طراوت تر می سازد. خدا به حسین (ع) پسری دیگر عطا فرمود که نیازمند و غنی بر نامش دخیل بسته اند و قنداقه زیبایش را قبله نیازهای خود ساخته اند.

نامش را علی نهاد. مانند دو پسر دیگرش و عشقی بیکرانه از محبت پدر و مولای خویش علی (ع) را به تصویر کشید. نامش را علی نهاد و فرمود که اگر خدا هزار پسر به او دهد، همه را علی نام خواهد نهاد. آری، او هم علی بود که شکوه و نامش، بلندتر از آسمان بود و زیباتر از صبح و روشن تر از باران.

آغوش مهربان پدر تو را در خود جای می دهد و چشمان او بر تو می گرید. تو مولود کربلایی. تو شش ماهه عاشورایی. تو آمده بودی که فقط در قافله عشاق بمانی. تو آمده بودی که همسفر کربلا شوی. تو آمده بودی که حج را ناتمام بنهی. میلاد تو شادی را غریبانه کنار می زند و اشک را در چشمان همه جاری می سازد. آخر، تو از زندگی، فقط تشنگی و عطش و شهادت را دریافتی. تو آمده بودی که به شهادت آبرو دهی. تو کوچکترین قربانی هستی؛ اما با همه کوچکی، حماسه ات بی هماورد بود و نام تو در ردیف اول عشقبازان عاشورا حک شد. سلام بر نام بلندت که زمزمه مستان است، ای علی اصغر(ع).

در زیارت ناحیه مقدسه،درباره این كودك شهید،آمده است:
«السلام علی عبد الله بن الحسین،الطفل الرضیع،المرمی الصریع،المتشحط دما،المصعد دمه فی السماء،المذبوح بالسهم فی حجر ابیه،لعن الله رامیه حرملة بن كاهل الأسدی وذویه»



اللهم احفظ مولانا الامام الخامنه ای بالقرآن

امیری حسین و نعم الامیر



طبقه بندی: عمومی،  مذهبی، 
برچسب ها: میلاد علی اصغر، علی بن حسین، شیر خوار کوچک، السلام علی الرضیع و الصغیر، 10 رجب، رجب المرجب، رباب بانو، حضرت رباب، امام حسین، کربلا، شیر خوار کربلا، زیارت ناحیه مقدسه، بزرگ مرد کوچک، قنداقه علی اصغر، آخرین سرباز کریلا، حکمت، عاشورا، کودک شهید، علی، قنداقه، رباب، اشک، تشنگی، عطش، شهادت،
ارسال توسط رسول
زلال وحی
کشکول
شهدا شرمنده ایم
خبرنامه





Powered by WebGozar

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
روزشمار

ابزار وبمستر

خرید شارژ

دانلود

قالب وبلاگ